تهران ، پارک وی ، روبروی فرشته ، پلاک ۲۷۱۴
09128265913

الگوریتم توسعه­ یافته شناسایی آسیب با استفاده از پاسخ دینامیکی جابه­ جایی عرشه پل ­ها تحت بار عبوری

الگوریتم توسعه­ یافته شناسایی آسیب با استفاده از پاسخ دینامیکی جابه­ جایی عرشه پل ­ها تحت بار عبوری

سروش روستازاده1، فرهاد دانشجو2*

1- دانشجوی دکتری دانشکده مهندسی عمران و محیط زیست، دانشگاه تربیت مدرس

2- استاد گروه مهندسی سازه، دانشکده مهندسی عمران و محیط زیست، دانشگاه تربیت مدرس

danesh_fa@modares.ac.ir

  • چکيده

با توجه به نقش حیاتی پل­ها در شبکه حمل و نقل کشورها و همچنین تاثیر بسزای آن در اقتصاد و زندگی روزمره یک جامعه، حفظ خدمت­دهی آن­ها از اهمیت فوق العاده برخوردار است. از این رو ارائه روشی قابل اعتماد که بتوان بوسیله آن سلامت سازه­ای پل­ها را کنترل و آسیب­های احتمالی را شناسایی نمود، ضروری می­نماید. غالب روش­هایی که در این زمینه ارائه شده است مبتنی بر مقایسه پاسخ سازه در حالت سالم و آسیب دیده می­باشد و از آن جا که در عمل شرایط حالت سالم سازه در دست نیست این روش­ها کاربرد عملی چندانی ندارند. در این پژوهش روشی که بدون نیاز به پاسخ سازه در حالت سالم قادر به شناسایی آسیب باشد مورد بررسی قرار گرفت. در این روش پاسخ جابه­جایی دینامیکی وسط دهانه یک عرشه دو سر ساده به یک مولفه دینامیکی و یک مولفه شبه‌استاتیکی تجزیه می­گردد. به کمک قضیه بتی- ماکسول می­توان مولفه شبه‌استاتیکی حاصل را به تغییرشکل استاتیکی عرشه تحت یک بار استاتیکی نسبت داد و با توجه به رابطه انحنا تغییرشکل، سختی خمشی و لنگر خمشی، وجود و محل آسیب (کاهش سختی) را شناسایی نمود. این روش صرفا در یک تیر دوسر ساده و بنا بر حاکمیت فقط یک مود بر پاسخ سازه آزمایش شده بود. در این تحقیق با تجزیه پاسخ به کمک روش تجزیه تجربی مود (EMD)، ضمن عمومیت بخشیدن به کاربرد این روش در پل­ها (که پاسخ آن­ها لزوما متاثر از یک مود نیستند) امکان جداسازی نویز محیطی با روش EMD از پاسخ اصلی نیز فراهم می­شود. به علاوه، در روش اولیه بدلیل تغییرات لنگر در طول تیر اولا آسیب در وسط دهانه قابل شناسایی نیست، ثانیا تغییرات انحنا تغییرشکل را لزوما نمی­توان به وجود آسیب نسبت داد. در این تحقیق با ایجاد یک ناحیه مجازی با لنگر ثابت به کمک اصل جمع آثار قوا ضمن افزایش دقت و بهبود نتایج، هرگونه افرایش موضعی انحنا در نمودار تغییرشکل را می­توان منتجه آسیب دانست. کاربرد روش پیشنهادی در سناریوهای مختلفی از آسیب در یک تیر دو سر ساده مورد بررسی قرار گرفت و آسیب در هر سناریو با موفقیت شناسایی گردید. کارایی روش پیشنهادی در مدل یک پل پنج دهانه واقعی ارزیابی گردید. روش پیشنهادی با موفقیت قادر به شناسایی موقعیت طولی آسیب در آن پل می­باشد.

واژگان كلیدي: تشخیص خسارت، پایش سلامت، پردازش سیگنال، تجزیه تجربی مودی.

  1. مقدمه

پایش سلامت سازه­ای پل­ها از اهمیت خاصی  برخوردار است. این موضوع بعد از فروریزش پل سیلور کریک در سال 1967 توجه زیادی را به خود معطوف کرد تا جایی که کنگره آمریکا بازرسی دوسالانه برخی از پل­های مهم آن کشور را به عنوان یک قانون تصویب نمود. بدین ترتیب سلامت سنجی پل­ها با بازرسی­های چشمی توسط کارشناسان مجرب آغاز گردید. در این بازرسی­ها شناسایی برخی آسیب­ها نظیر ترک­های مویی و یا آسیب­های که به وضوح نمایان نبودند، با مشکل مواجه می­گردید. از طرف دیگر تشخیص خسارت در سازه صرفا مبتنی بر قضاوت بازرس بود .

با بکارگیری روش­های تشخیص خسارت غیر مخرب نظیر انتشار امواج صوتی، امکان شناسایی آسیب­های پنهان بدون نیاز به قضاوت بازرس فراهم می­گردد [1]. هلفرد و کاتر در سال 1999 با استفاده از روش انتشار امواج صوتی موفق به شناسایی آسیب در یک تیر I-شکل شدند [2]. اعمال این روش­ها صرفا به صورت محلی و در قسمت­های خاصی از پل عملی می­باشد لکن برای ارزیابی سلامت کلی پل مناسب نیستند [3].

برای سلامت سنجی کلی سازه روش­هایی ارائه شدند که با مقایسه مشخصه­ای از پاسخ سازه در حالت سالم و آسیب دیده، وجود آسیب تشخیص داده می­شد [4]. مشخصات سازه­ای نظیر تغییرشکل­ها، شکل مود و…، تابعی از مشخصات فیزیکی سازه نظیر سختی، میرایی و… می­باشند. با توجه به تعریف آسیب به عنوان تغییرات مشخصات فیزیکی [4,5]، وجود آسیب باعث ایجاد تغییراتی در مشخصات سازه­ای و در نتیجه نمود این تغییرات در پاسخ سازه می­گردد [6].

فارار و همکاران با مقایسه فرکانس­های طبیعی مستخرج از پاسخ دینامیکی در حالت­های سالم و آسیب دیده از یک پل فولادی بر رودخانه ریو گرند، موفق به شناسایی آسیب در یکی از شاه تیرهای آن پل شدند. همچنین با ایجاد آسیب­های بزرگتر در آن، دریافتند که با افزایش شدت آسیب، اندازه فرکانس­های طبیعی کاهش می­یابد [7]. معیارهای دیگری نظیر [1]MAC و [2]COMAC نیز به عنوان مشخصه­ای برای آسیب مورد استفاده قرار گرفت [8]. لکن اساس این روش­ها مقایسه پاسخ سازه در حالت سالم و آسیب دیده می­باشد. در بسیاری موارد پاسخ سازه در حالت سالم و یا مشخصات مکانیکی و یا طرح سازه در دست نیست. بنابراین روش­هایی که بر مبنای مقایسه پاسخ سازه قبل و بعد از آسیب باشد، کاربردی نیستند.

در سال 2012 روری و کارکاترا با استفاده از روش تجزیه تجربی مودی، پاسخ جابه­جایی دینامیکی یک تیر آسیب دیده تحت بار متمرکز عبوری را به دو مولفه سینوسی یکی با فرکانس بالا و دیگری با فرکانس پایین تجزیه کردند. در نمودار ترم سینوسی با فرکانس بالا ملاحظه گردید که با عبور بار متمرکز از محل آسیب نوعی مدولاسیون بین موجی در آن ایجاد می­شود.  بنابراین، آن­ها تشکیل قله در نمودار فرکانس لحظه­ای ترم سینوسی با فرکانس بالا را به عنوان مشخصه­ای برای آسیب پیشنهاد نمودند. بدین ترتیب با فرض یک مقطع منشوری، وجود و محل آسیب بدون نیاز به پاسخ سازه در حالت سالم تشخیص داده می­شود [4]. از طرفی فرکانس لحظه­ای برای این ترم حساسیت شدیدی به خطاهای عددی و نویز محیطی دارد [4].

سان و همکاران در سال 2015 پاسخ جابه­جایی دینامیکی در نقطه وسط دهانه یک تیر دو سر ساده آسیب دیده تحت بار عبوری متمرکز را به یک مولفه دینامیکی (ترم سینوسی با فرکانس بالا) و یک مولفه شبه‌استاتیکی[3] (ترم سینوسی با فرکانس پایین) تجزیه کردند. سپس با استفاده از قضیه بتی-ماکسول، مولفه استاتیکی آرام را به تغییرشکل استاتیکی کل تیر تحت بار متمرکز در وسط دهانه نسبت دادند. از آن جا که آسیب به منزله کاهش سختی می­باشد، تغییرات ایجاد شده در نمودار انحنا تغییرشکل استاتیکی را به عنوان مشخصه­ای برای آسیب در نظر گرفتند و بر اساس آن الگوریتمی برای شناسایی آسیب پیشنهاد کردند [9].

در این تحقیق الگوریتم پیشنهادی سان و همکاران مورد مطالعه قرار می­گیرد و با مشخص شدن نقایص آن راه­کار­هایی برای برطرف ساختن آن­ها ارائه می­گردد و در نهایت با توسعه الگوریتم پیشین روش اصلاح شده­ای برای شناسایی آسیب در عرشه پل­ها ارائه می­گردد. همچنین کارایی این روش پیشنهادی این تحقیق در یک مدل عرشه واقعی مورد بررسی قرار می­گیرد.

  • 2- روش تجزیه تجربی مود EMD[4]

این روش توسط هوانگ و همکاران برای پردازش و تجزیه سیگنال­ها در حوزه زمان ارائه گردید. هر سیگنال متشکل از تعدادی IMF[5] و یک تابع باقیمانده می­باشد. هر IMF تابعی است که دارای دو شرط زیر باشد [10].

1- اختلاف تعداد بیشینه­ها و تعداد مقادیر صفر تابع IMF حداکثر یک واحد باشد.

2- در هر نقطه مقدار میانگین پوش بیشینه­ها و کمینه­ها در تابع برابر صفر باشد.

حال برای تجزیه سیگنال به خانواده IMFهای تشکیل دهنده آن با استفاده از روش سرند کردن مطابق مراحل زیر عمل می­شود [4].

گام اول: چنانچه سیگنال مورد نظر S(t) نامیده شود، لازم است تمام مقادیر بحرانی محلی آن شناسایی شده و یک تابع درون یاب درجه سه به بیشینه­های آن برازش شود. این منحنی پوش بالا  نامیده می­شود. این برازش برای کمینه­های سیگنال نیز تکرار شده و در نتیجه پوش پایین  بدست می­آید.

گام دوم: میانه پوش­ها با رابطه  تعیین می­گردد. مطابق رابطه (1) تابع  به عنوان اولین IMF احتمالی تعیین می­گردد. چنانچه این تابع شرایط لازم مطابق تعریف  IMF را ارضا نماید، به عنوان IMF1 مورد قبول خواهد بود و در غیر این صورت به عنوان سیگنال ورودی جدید درنظر گرفته شده و گام­های اول و دوم تکرار می­گردد.

(1)

با کسر اولین IMF از سیگنال اصلی و تکرار مراحل فوق، سیگنال مورد نظر به مجموعه­ای از IMF ها و یک باقیمانده که با    نشان داده شده است، مطابق رابطه (2) تجزیه می­گردد.

(2)

هوانگ و همکاران با محدود کردن انحراف معیار هر IMF احتمالی کمتر از 2/0 تا 3/0 ضمن ارائه شرط توقفی برای الگوریتم فوق، معنای فیزیکی هر IMF را نیز حفظ نمودند [10].

برای نشان دادن شیوه تجزیه یک پاسخ دینامیکی به مولفه­های ذاتی نوسانش با استفاده از روش EMD، یک تیر منشوری دو سر ساده، با مقطع مستطیلی به ارتفاع 10 سانتیمتر و عرض 20 سانتیمتر به طول 10 متر از جنس فولاد با مدول الاستیسیته 200 گیگاپاسکال در نظر گرفته و بار متمرکزی به شدت 100 کیلوگرم و با سرعت 2 متر بر ثانیه از آن عبور داده شد.  با استفاده از توضیحاتی که بصورت مشروح در قسمت 4-3 ارائه می­گردد، آسیب بصورت یک ترک یکطرفه با عمق 5 سانتیمتر و با استفاده از یک فنر خمشی معادل (براساس روابط 4 و 5) با سختی 73/1031 تن بر متر و در موقعیت طولی 7/0 طول دهانه مطابق شکل (1) مدلسازی شد. پاسخ جابه­جایی وسط دهانه آن در نرم­افزار SAP 2000 به روش ویلسون-تتا با صرف نظر از میرایی تعیین و در شکل (2) نشان داده شد.

شایان ذکر است که برای تعیین پاسخ دینامیکی جابه­جایی از سایر روش­های دینامیکی تاریخچه زمانی نظیر روش شتاب خطی نیز می­توان استفاده کرد و همچنین نشان داده شده است که تاثیر میرایی در قسمت ارتعاش اجباری پاسخ (هنگام عبور بار متحرک روی تیر) بسیار ناچیز بوده و بنابراین قابل صرف نظر کردن می­باشد [9].

Fig. 1. Modeling cracked beam using equivalent flexural spring.

شکل 1. مدلسازی تیر ترک خورده با فنر خمشی معادل.

Fig. 2. Dynamic displacement response of midspan under traveling load.

شکل 2. پاسخ جابه­جایی دینامیکی وسط دهانه تحت بار عبوری.

پاسخ حاصل که در شکل (2) نشان داده شده است، با استفاده از روش EMD به مودهای ذاتی نوسانش شامل یک IMF و باقیمانده، مطابق شکل (3)، تجزیه گردید.

Fig. 3. Decomposition of the dynamic response into its intrinsic oscillation modes.

شکل 3. تجزیه پاسخ دینامیکی به مودهای ذاتی نوسان­.

  •  3- تشخیص خسارت با استفاده از پاسخ جابه­جایی دینامیکی عرشه تحت بار متمرکز عبوری

چنانچه آسیب در سازه به منزله کاهش سختی در نظر گرفته شود، تحت یک بارگذاری استاتیکی با توجه به رابطه 3 برای یک تیر برنولی وجود آسیب با افزایش موضعی انحنا (کاهش موضعی سختی) قابل شناسایی می­باشد [9].

(3)

که در آن ، ،  و  بترتیب عبارتند از انحنا، لنگر خمشی حاصل از بارگذاری استاتیکی، سختی خمشی و مشتق دوم جابه­جایی تیر در طول .

بنابراین چنانچه تغییرشکل استاتیکی یک تیر مشخص باشد مطابق رابطه (3) با دو بار مشتقگیری از آن می­توان انحنا را تعیین نمود و به کمک آن وجود و محل آسیب را شناسایی کرد.

3-1 الگوریتم پیشنهادی سان و همکاران [9]

سان و همکاران پاسخ دینامیکی جابه­جایی یک تیر دو سر ساده تحت بار متمرکز عبوری را به یک مولفه دینامیکی و یک مولفه شبه‌استاتیکی تجزیه نموده و با استفاده از قضیه بتی-ماکسول مولفه شبه‌استاتیکی را به تغییرشکل استاتیکی تیر تحت بارگذاری استاتیکی متمرکز در محل ثبت پاسخ نسبت دادند و الگوریتم شناسایی آسیب خود را مطابق ذیل ارائه نمودند [9].

گام اول: تعیین جابه­جایی دینامیکی وسط دهانه تیر تحت بار متمرکز عبوری

گام دوم: تجزیه پاسخ ثبت‌شده و استخراج مولفه شبه‌استاتیکی

گام سوم: تعیین انحنا تیر با استفاده از رابطه (3)

گام چهارم: شناسایی آسیب براساس تغییرات ناگهانی در نمودار انحنا تیر

3-2 الگوریتم توسعه یافته شناسایی آسیب

الگوریتم ارائه شده توسط سان و همکاران دو ایراد اساسی دارد که کاربرد آن را در مقاصد عملی با مشکل مواجه می­سازد.

اولا روش ارائه شده برای تجزیه پاسخ و استخراج مولفه شبه‌استاتیکی از آن مستلزم ارتعاش سازه در یک مود و تعیین فرکانس طبیعی ارتعاش سازه می­باشد. گرچه در یک تیر دو سر ساده مود اول بر پاسخ جابه­جایی حاکم است و می­توان با دقت قابل قبولی از اثرات مودهای بالاتر صرف نظر کرد [4 ، 9، 11] ولی در یک عرشه واقعی مودهای پیچشی نیز می­توانند بر ارتعاش سازه موثر باشند. بنابراین روش تجزیه پیشنهادی سان و همکاران برای یک عرشه واقعی عمومیت ندارد.

از طرفی روش تجزیه ارائه شده توسط سان و همکاران [9] قادر به تفکیک نویز محیطی از پاسخ اصلی نمی­باشد و در نتیجه نتایج آن کاملا به نویز و خطای حسگرهای جابه­جایی وابسته است. از این رو کاربرد این روش برای پاسخ­های ثبت‌شده واقعی که دارای نویز هستند، چندان مطمئن به نظر نمی­رسد.

ثانیا مطابق رابطه (3 )انحنا متاثر از سختی خمشی و لنگر خمشی در هر نقطه می­باشد. بنابراین با توجه به تغییرات لنگر در طول تیر لزوما نمی­توان تغییرات انحنا را به تغییرات سختی خمشی و در نتیجه به وجود آسیب نسبت داد. مطابق رابطه (3)، هرگونه افزایش موضعی در انحنا تغییرشکل را تنها وقتی می­توان به کاهش سختی و در نتیجه وجود آسیب نسبت داد که لنگر در طول تیر ثابت باشد.

بنابراین در این تحقیق پیشنهاد می­شود برای استخراج مولفه شبه‌استاتیکی پاسخ جابه­جایی از روش EMD استفاده شود. در واقع تابع باقیمانده روش EMD همان مولفه شبه‌استاتیکی و یا به عبارت دیگر همان تغییرشکل استاتیکی تیر می­باشد. استفاده از این روش ضمن عمومیت بخشیدن به روند تجزیه پاسخ، نویز محیطی نیز تجزیه گشته و همچنین نیازی به تعیین فرکانس طبیعی ارتعاش نیز نیست.

برای رفع ایراد دوم الگوریتم سان و همکاران پیشنهاد می­شود در دو نقطه مانند 2/0 و 8/0 طول دهانه پاسخ جابه­جایی دینامیکی تحت بار متمرکز عبوری اندازه­گیری شده و مولفه شبه‌استاتیکی متناظر با هر پاسخ استخراج گردد. در واقع هر مولفه شبه‌استاتیکی معادل تغییرشکل استاتیکی تیر تحت بارگذاری استاتیکی مجازی در محل ثبت پاسخ می­باشد. بدین ترتیب می­توان با استفاده از اصل جمع آثار قوا و برهم نهی این مولفه­ها به تغییرشکل استاتیکی تیر تحت دو بار متمرکز استاتیکی در محل­های ثبت پاسخ رسید. بدیهیست لنگرخمشی در طول تیر بین دو بار متمرکز مقداری ثابت دارد و مطابق با رابطه 3 هرگونه افزایش موضعی در نمودار انحنا تغییرشکل نشانه وجود آسیب در آن محل می­باشد.

از این رو با اعمال اصلاحات فوق می­توان به یک روش عملی و قابل اعتماد در تشخیص خسارت  عرشه پل­ها رسید که در حالت یک عرشه با شرایط تکیه­گاهی مفصلی در قالب الگوریتم ذیل آورده شده است.

گام اول: ثبت پاسخ جابه­جایی عرشه تحت بار عبوری متمرکز در دو محل متقارن نسبت وسط دهانه تیر مانند موقعیت­های 2/0 و 8/0 طول دهانه.

گام دوم: تجزیه پاسخ­ها با روش EMD و استخراج مولفه شبه‌استاتیکی

گام سوم: برهم نهی یا جمع مولفه­های شبه‌استاتیکی و تشکیل نمودار پاسخ جابه­جایی استاتیکی معادل تیر تحت دو بار متمرکز

گام چهارم: تعیین نمودار انحنا با دوبار مشتق­گیری از نمودار حاصل در گام قبل و شناسایی آسیب بر اساس قله (افزایش موضعی) ایجاد شده در نمودار انحنا

  • 4- مدل­سازی عددی

به منظور بررسی عملکرد الگوریتم­های مذکور سناریوهای مختلفی از آسیب تعریف گردید که در ادامه هر یک توضیح داده شده است. در این قسمت، در نرم­افزار SAP 2000 یک مدل اجزا محدود از یک تیر دو سر ساده به طول 10 متر، با مقطع مستطیلی به ارتفاع 10 سانتیمتر و عرض 20 سانتیمتر از جنس فولاد با مدول الاستیسیته 200 گیگاپاسکال در نظر گرفته شد. آسیب با کاهش ارتفاع مقطع یک المان نیم متری به 9 سانتیمتر و در موقعیت طولی 7 تا 5/7 متر مطابق شکل (4) مدلسازی شد. همچنین شدت بار عبوری متمرکز 100 کیلوگرم و سرعت آن 5/1 متر بر ثانیه می­باشد. پاسخ جابه­جایی با صرف نظر کردن از میرایی و استفاده از روش ویلسون-تتا محاسبه گردید.

Fig. 4. Geometry and loading of the beam.

شکل 4. هندسه و بارگذاری تیر.

براساس الگوریتم سان و همکاران [9]، نمودار انحنا تغییر­شکل تیر مطابق شکل (5) تعیین و محل آسیب براساس تغییرات ناگهانی انحنا شناسایی گردید.

Fig. 5. Damage detection using Sun et al. algorithm, damage is located from 0.7 to 0.75 of span length. 

شکل 5. شناسایی آسیب با استفاده از الگوریتم سان و همکاران، محل آسیب در موقعیت 7/0 تا 75/0 طول دهانه قرار داده شده است.

Fig. 6. Damage detection using proposed algorithm, damage (dash line) is located from 0.7 to 0.75 of span length. 

شکل 6. شناسایی آسیب با استفاده از الگوریتم پیشنهادی، محل آسیب (خطچین) در موقعیت 7/0 تا 75/0 طول دهانه قرار داده شده است.

همان طور که در شکل (6) ملاحظه می­گردد استفاده از الگوریتم پیشنهادی سبب بهبود نتایج و تشخیص ساده­تر آسیب می­گردد. قله ایجاد شده در شکل (5) و در موقعیت  4/0 تا 6/0 دهانه به دلیل تغییرات لنگر در وسط دهانه است و نه به دلیل کاهش سختی در نتیجه این نقطه معرف محل آسیب نمی­باشد. روش سان و همکاران قادر به ایجاد وجه تمایز میان تغییرات انحنا ناشی از آسیب و یا ناشی از تغییرات لنگر نمی­باشد. این موضوع در روش پیشنهادی این تحقیق با ایجاد ناحیه مجازی لنگر ثابت مرتفع گردیده است.

4-1 آسیب در وسط دهانه

همانطور که در قسمت 3-2 توضیح داده شد، الگوریتم پیشنهادی سان و همکاران در نقاط تغییر لنگر عملکرد مناسبی ندارد. این در حالیست که در یک عرشه دو سر ساده با مقطع ثابت، بیشترین تنش­ها در در وسط دهانه (جایی که در تحت بار­های عبوری مقدار لنگر بیشینه است) ایجاد می­شود و در نتیجه احتمال خرابی در این ناحیه بیش­تر می­باشد [12]. برای بررسی عملکرد دو الگوریتم موضوع این تحقیق، آسیبی مشابه با قسمت قبل به عمق 5/0 سانتیمتر و در موقعیت 5/0 تا 525/0 طول دهانه مدلسازی شد. نتایج الگوریتم­های شناسایی آسیب در شکل­های (7) و (8) نشان داده شده است.

Fig. 7. Damage detection using Sun et al. algorithm.

شکل 7. شناسایی آسیب با استفاده از الگوریتم سان و همکاران.

همان طور که در شکل (7) ملاحظه می­گردد الگوریتم شناسایی سان و همکاران در نقاط تغییر لنگر (وسط دهانه) کارایی مناسبی ندارد.

Fig. 8. Damage detection using proposed algorithm.

شکل 8. شناسایی آسیب با استفاده از الگوریتم پیشنهادی.

با توجه به شناسایی موفق آسیب در شکل (8) مشاهده می­شود که الگوریتم پیشنهادی ضعف روش قبلی را با ایجاد یک ناحیه مجازی با لنگر ثابت (بین دو حسگر) برطرف کرده است.

4-2 چند آسیب هم­زمان

از آن جا که در عمل ممکن است چند آسیب بصورت همزمان در یک عرشه موجود باشد، عملکرد روش­های این تحقیق در شناسایی چنین آسیب­های مورد بررسی قرار می­گیرد. بنابراین در مدل قبل سه آسیب به صورت کاهش یک سانتیمتر از ارتفاع مقطع، در موقعیت­های 3/0 تا 325/0 طول دهانه، 45/0 تا 5/0 طول دهانه و 65/0 تا 7/0 طول دهانه ایجاد گردید. شکل­های (9) و (10) نتایج شناسایی آسیب در این سناریو با استفاده از روش­های این تحقیق را نشان می­دهند.

Fig. 9. Multiple damage detection using Sun et al. algorithm.

شکل 9. شناسایی چند آسیب با استفاده از الگوریتم سان و همکاران.

Fig.  10. Multiple damage detection using proposed algorithm.

شکل 10. شناسایی چند آسیب با استفاده از الگوریتم پیشنهادی.

همانطور که در شکل­های (9) و (10) ملاحظه می­گردد، شناسایی آسیب با استفاده از روش پیشنهادی بسیار موثتر از روش سان و همکاران است و در روش پیشنهادی سه قله تشکیل شده، نشان دهنده وجود سه آسیب در محل قله­های می­باشد.

4-3 آسیب از جنس ترک

مدلسازی آسیب با کاهش سطح مقطع به منزله مدلسازی آسیب از جنس پوسیدگی یا خوردگی می­باشد. برای مدلسازی ترک در این قسمت، آسیب با یک فنر خمشی مدل می­شود. برای مدلسازی ترک در یک تیر با مقطع ثابت و فرضیات برنولی، می­توان از یک فنر خمشی با سختی معادل مقطع ترک خورده استفاده نمود. با استفاده از روابط مکانیک شکست، سختی خمشی معادل برای ترک یکطرفه یکنواخت در تیر برنولی مطابق رابطه 4 تعیین می­گردد [13].

(4)

که در آن  مدول الاستیسیته مقطع،  عرض و  عمق مقطع است.  نیز تابعی از نسبت عمق ترک به عمق مقطع ( ) بوده و از رابطه (5) تعیین می­گردد [13].

(5)

بنابراین آسیب به عنوان یک ترک باز به عمق 5/2 سانتیمتر در موقعیت 55/0 طول دهانه در نظر گرفته شد. با منظور کردن ، مطابق با رابطه (5) داریم  و در نتیجه سختی فنر معادل از رابطه 4،  تعیین می­گردد.

Fig. 11. Modeling a one-sided open crack with a flexural spring.

شکل 11. مدلسازی ترک یک طرفه باز با فنر خمشی.

Fig. 12. Damage detection using Sun et al. algorithm 2016.

شکل 12. شناسایی آسیب با استفاده از الگوریتم سان و همکاران 2016.

Fig. 13. Damage detection using proposed algorithm.

شکل 13. شناسایی آسیب با استفاده از الگوریتم پیشنهادی.

با توجه به شکل­های (12) و (13) هر دو روش قادر به شناسایی ترک می­باشند. اگر چه روش پیشنهادی عملکرد بهتری در این زمینه نشان می­دهد.

انحنا تغییرشکل استاتیکی معادل حاصل از روش پیشنهادی، آسیب در موقعیت 55/0 طول دهانه و با علامت لوزی مشخص شده است.

4-4 عملکرد الگوریتم پیشنهادی در مدل یک پل واقعی

به منظور بررسی عددی عملکرد روش پیشنهادی در یک پل واقعی، یک مدل پل تایید شده [12] در نظر گرفته شد. این پل شامل پنج دهانه هر یک به طول 25 متر و عرضه عرشه 8/11 و همچنین دارای 8 ستون دایره­ای و عرشه بصورت دال درجا می­باشد که عرشه آن با استفاده از المان صفحه (Shell) و ستون­ها با استفاده از المان قاب (Frame) در نزم­افزار SAP 2000 مدلسازی شده است[12].

Fig. 14. Five span bridge model [12].

شکل 14. مدل پل پنج دهانه [12].

عرشه پل به صورت دال درجا و با عرض 8/11 متر از جنس بتن بوده و مشخصات مصالح آن در جدول 1 آورده شده است [12].

جدول 1. مشخصات مطالح

Strengthpoisson coefficientelastic modulusMaterial
25000.22336184Concrete
400000.320394324Reinforcing steel

Table 1. Material properties.

Fig. 15. Geometrical properties of the deck.

شکل 155. مشخصات هندسی عرشه.

که اندازه­های آن به شرح زیر است.

پایه­ها شامل دو ستون هر یک به قطر 2/1 متر و ارتفاع 10 متر تا زیر سرستون می­باشد. سرستون نیز با مقطع مستطیلی به عرض 5/1 متر و ضخامت 1 متر و طول 8/9 متر می­باشد. جنس بتن مورد استفاده در عرشه، پایه و سرستون یکسان است.

آسیب به صورت کاهش 30 درصد مدول الاستیسیته در المان­های هاشور خورده در شکل (16) مدلسازی گردید. المان­های آسیب دیده هر یک به طول 63/1 و عرض 25/1 متر و در موقعیت 4/0 تا 45/0 طول عرشه وسطی مطابق با شکل (16) می­باشند. ضمنا 5 محور عبوری که به صورت خط منقطع در شکل مذکور نشان داده که برای بارگذاری  همزمان تعریف شده است. دایره­ها محل ثبت پاسخ جابه­جایی در 25/0 و 75/0 طول دهانه را نشان می­دهد.

Fig. 16. Location of installed sensors and loading lanes.

شکل 16. محل نصب حسگرها (دایره توپر) و محورهای عبور بار (خط منقطع) در دهانه وسط پل.

پنج بار متمرکز عبوری هر یک با شدت 10 تن و با سرعت 5/2 متر برثانیه، بصورت همزمان از محورهای عبوری تعریف شده (به صورت خط منقطع در شکل (16))، از روی عرشه دهانه وسط عبور داده شد و در نهایت با استفاده از الگوریتم پیشنهادی این تحقیق محل آسیب در هر پروفیل طولی مطابق شکل­های (17) تا (20) تعیین گردید.

لازم به ذکر است استفاده مستقیم از الگوریتم سان و همکاران بدلیل مشارکت مودهای بالاتر در پاسخ جابه­جایی دینامیکی امکان­پذیر نمی­باشد.

Fig. 17. Damage detection with respect to measured data from lane 1 sensors.

شکل 1717. شناسایی آسیب براساس پاسخ ثبت‌شده در حسگرهای محور 1.

Fig. 18. Damage detection with respect to measured data from lane 2 sensors.

شکل 18. شناسایی آسیب براساس پاسخ ثبت‌شده در حسگرهای محور 2.

Fig. 19. Damage detection with respect to measured data from lane 3 sensors.

شکل 19. شناسایی آسیب براساس پاسخ ثبت‌شده در حسگرهای محور 3.

Fig. 20. Damage detection with respect to measured data from lane 4 sensors.

شکل 180. شناسایی آسیب براساس پاسخ ثبت‌شده در حسگرهای محور 4.

با توجه به شکل­های (17) تا (20)، محل طولی آسیب در عرشه با موفقیت شناسایی شد. انتظار می­رفت با عبور بار در موقعیت­های عرضی نزدیک­تر به آسیب، قله­های ایجاد شده بلندتر و نوک­ تیزتر شوند تا بتوان از نحوه تغییرات بلندی قله­ها به عنوان معیاری برای شناسایی موقعیت عرضی آسیب استفاده شود. لکن با توجه به شکل­های مذکور این مورد اتفاق نیافتاد. بنابراین حساسیت روش پیشنهادی به موقعیت طولی آسیب بیش­تر از موقعیت عرضی آن می­باشد.

  • 5- نتیجه­گیری

استفاده از روش EMD برای استخراج مولفه شبه‌استاتیکی و یا به عبارت دیگر تغییرشکل استاتیکی معادل موجب عمومیت بخشیدن به الگوریتم سان و همکاران گردید؛ از این رو استفاده از آن در پل­های واقعی نیز میسر گردید.

ناحیه مجازی لنگر ثابتی که در الگوریتم پیشنهادی این تحقیق ایجاد می­گردد موجب بهبود نتایج تشخیص خسارت گردید و به طور مشخص ضعف روش قبلی را در شناسایی آسیب­های وسط دهانه کاملا برطرف گرداند. همچنین تشخیص خسارت در شرایط وجود چند آسیب همزمان نیز به مراتب ساده­تر گردید.

با توجه به نتایج حاصل از اعمال الگوریتم پیشنهادی بر مدل یک پل واقعی، به نظر می­رسد این روش در شناسایی موقعیت طولی آسیب عملکرد مناسبی دارد؛ اما برای تعیین موقعیت عرضی آسیب چندان کارا نیست. علت این امر را می­توان به تغییرشکل­های خمشی بیشتر عرشه در طول آن نسبت به جهت عرضی آن، نسبت داد. بنابراین روش پیشنهادی برای شناسایی موقعیت طولی آسیب در نواحی بین دو حسگر (محل ثبت پاسخ جابه­جایی دینامیکی) پیشنهاد می­شود.

  • 6- مراجع

[1] Rehman, S.K.U., Ibrahim, Z., Memon, S.A. and Jameel, M., 2016. Nondestructive test methods for concrete bridges: A review. Construction and Building Materials, 107, pp.58-86.

[2] Holford, K.M. and Carter, D.C., 1999. Acoustic emission source location. In Key Engineering Materials (Vol. 167, pp. 162-171). Trans Tech Publications.

[3] Ahmadi, H. and Daneshjoo, F, 2012, Damage detection in railway bridges using time-frequency domain analysis. Ph.D. Thesis, Department of Structural Engineering, Faculty of Civil & Environmental Engineering, Tarbiat Modares University, (In Persian).

[4] Roveri, N. and Carcaterra, A., 2012. Damage detection in structures under traveling loads by Hilbert–Huang transform. Mechanical Systems and Signal Processing, 28, pp.128-144.

[5] Farrar, C.R. and Worden, K., 2007. An introduction to structural health monitoring. Philosophical Transactions of the Royal Society of London A: Mathematical, Physical and Engineering Sciences, 365(1851), pp.303-315.

[6] Hester, D. and González, A., 2017. A discussion on the merits and limitations of using drive-by monitoring to detect localised damage in a bridge. Mechanical Systems and Signal Processing, 90, pp.234-253.

[7] Farrar, C.R., Baker, W.E., Bell, T.M., Cone, K.M., Darling, T.W., Duffey, T.A., Eklund, A. and Migliori, A., 1994. Dynamic characterization and damage detection in the I-40 bridge over the Rio Grande (No. LA-12767-MS). Los Alamos National Lab., NM (United States).

[8] Tabaei S.A., Daneshjoo, F., 2016. Development of COMAC and Damage index methods for damage detection in the near abutments of bridges. Modares Civil Engineering Journal. Vol.15, No.4, (In Persian)

[9] Sun, Z., Nagayama, T., Su, D. and Fujino, Y., 2016. A damage detection algorithm utilizing dynamic displacement of bridge under moving vehicle. Shock and Vibration. Vol.15, No.4.

[10] Huang, N.E., Shen, Z., Long, S.R., Wu, M.C., Shih, H.H., Zheng, Q., Yen, N.C., Tung, C.C. and Liu, H.H., 1998, March. The empirical mode decomposition and the Hilbert spectrum for nonlinear and non-stationary time series analysis. In Proceedings of the Royal Society of London A: mathematical, physical and engineering sciences (Vol. 454, No. 1971, pp. 903-995). The Royal Society.

[11] Clough, R.W. and Penzien, J., 1995. Dynamics of Structures. Berkeley: Computers & Structures.

[12] Tabaei S.A., Daneshjoo, F., 2014. Damage detection in deck of simply supported highway concrete bridges under traveling load using signal processing in frequency domain. MsC. Department of Structural Engineering, Faculty of Civil & Environmental Engineering, Tarbiat Modares University, (In Persian).

[13] Kindova-Petrova, D. Vibration-based methods for detecting a crack in a simply supported beam. Journal of Theoretical and Applied Mechanics, 201444(4), pp.69-82.

Improved damage detection algorithm using bridge dynamic deck displacement under traveling load

S. Roustazadeh1, F. Danshjoo2*

1- Ph.D. Student, Department of Civil and Environmental Engineering, Tarbiat Modares University, Tehran, IRAN.

2- Professor, Department of Civil and Environmental Engineering, Tarbiat Modares University, Tehran, IRAN.

danesh_fa@modares.ac.ir

:Abstract

According to the vital role that bridges play in transportation system and also communications of a society, monitoring their structural safety and keeping theme in service is crucial. Numerous methods have been proposed for detecting probable damages in bridges. Unfortunately most of them are based on comparison between the response of bridge in an intact and damaged state. Therefore intact state response must be known. However, not always it’s true in practice. So proposing a method which can determine and localize damages without prior knowledge of intact state is necessary. Such a method which was proposed by Sun et al. is studied carefully. Through the aforementioned method, the dynamic displacement response of a simply supported beam was decomposed into a dynamic component and a quasi-static component. Using Maxwell-Betti law of reciprocal deflection, the quasi-static component was attributed to the static deflection of the beam. Later damage which is defined by loss of stiffness, could be localized based on the abrupt changes in the static deflection curvature as it is related to bending moment and flexural stiffness of a beam. It is found out that the decomposition approach proposed by Sun et al. is restricted to fact that only one mode of oscillation must be dominant and also the natural frequency of motion must be determined through experimental measuring. Another limitation is that the abrupt changes in the curvature diagram cannot be related to damage essentially as curvature is also affected by the bending moment. In this study two modifications were proposed to get more accurate results in localizing the imposed damages. The first modification is the use of EMD method in order to decompose the displacement response into its intrinsic mode functions. Hence the aforementioned method could be used in real bridge displacement responses as higher modes corporations can also be determined and extracted through EMD process and finally the quasi-static component is determined as the residue of EMD algorithm. Also the ambient noise may be decomposed from the original signal, improving the method to work in real situations. The second modification is creating an imaginary constant moment length in the beam by the use of super position principle. So sudden increase in the curvature diagram is essentially a damage. Different scenarios of damage were studied and both methods have been used to detect damage in each scenario. Results show a great improvement in detection and localization of damage using the improved algorithm rather than the original proposed method. Eventually a five span real bridge model was taken into study. The improved damaged detection method could clearly determine the longitudinal position of the damage.

Keyword: Damage detection, structural health monitoring, signal processing, empirical mode decomposition.


[1] Modal Assurance Criterion

[2] Coordinate Modal Assurance Criterion

[3] Quasi-static component

[4] Empirical Mode Decomposition

[5] Intrinsic Mode Function

نوشته های مرتبط
یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *